دردیست درمانش تویی

دینسیت ، ایمانش تویی

شامیست ، مهتابش تویی

بی تو شده تنها منم

خوابی به دیدارت منم

شوقی به پندارت منم

پنهان پیدایت منم

هر نقش دیوارم تویی

ای حک شده در باورم

ای خط سطر آخرم

نورت نباشد کافرم

تک پیرو دینت منم

کافیست تصویرت مرا

باقیست تاثیرت مرا

آن جان دلگیرت مرا

خورشید و مهتابم تویی