نگران
گل نیست در این گل کده امشب نگرانم
وقتی که در اندیشه شب با دگرانم
خوفیست مرا دلبر دیرین شِکند عَهد
هر چند که من در طلبش جامه درانم
صبح ازل از عالم غیبم خبر آمد
از جمع مریدان لبش حاشیه خوانم
زلفی نگرفتیم از آن خرمن گیسو
کامی نستاندیم که از سوته دلانم
شوقیست مرا از رخ گلگونی دلدار
پندار غریبیست که در آه و فغانم
عمریست به دنبال پیامی زلب یار
هر لحظه به دنبال نسیمی گُذرانم
یغما مگر از مه صفتان بود وفایی ؟
دیریست که در سنجش عیار جهانم
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و سوم آبان ۱۳۹۷ ساعت 19:27 توسط داود حضرتی
|
ما طاس بدنشسته شش گوش عادتیم